بالخره اومدم.این یه سال پر از تجربه های جدید بود برام.شاید بشه گفت تلخ بود و ضربه ی بدی خوردم ولی درس بزرگی بهم داد.
و اینکه امسال تنها بودم.
و روی سخت تحصیل بهم رو آورده.
و منی که گلاب به روتون اسهال
برچسب: نویسنده: ایلیا اکبریپور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:52
برچسب: نویسنده: ایلیا اکبریپور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:52
هاتف آن روز به من مژده ی این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
.
.
.
امشب به دلم زد یه تفال به حافظ بزنم ببینم نتیجه ی این دلتنگی من چی میشه.
و چی می تونست بهتر از این غزل باشه.مخصوصا همی
برچسب: نویسنده: ایلیا اکبریپور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:52
این ماه بیمارستان جدید بودم و از شدت خستگی و وقت کم آوردن این اواخر داشتم به خدا التماس میکردم که خدایا یه زلزله ی خفن بیاد یجوری که همه چی نیست و نابود بشه و هیچ اثری ازم نمونه.مخصوصا دیروز واااقعا ک
برچسب: نویسنده: ایلیا اکبریپور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:52